اگه اهل موسیقی هستی خوب میفهمی چی میگم نه؟
گیتار زندگی!
گیتار زندگیمو کوک کرده بودم ،واسه یه عمر!
میدونی اگه آهنگ زندگی تو گام عاشقی باشه،من بهترین نوازنده ام!
می دونی من تو رو هم کوک می خواستم!
عزیزم آهنگ زندگی با دو ساز هم کوک نواخته میشه! میدونی؟
یادته اوایل پاره شدن سیم چهار واسمون یه فاجعه بود،
یادش بخیر!
اما الان نه ! الان من:
عاشق آرپژ چشماتم! عاشق ملودی ابروهات!
عاشق ریتم صدات!
الان من واسه گیتار زدن تو زنده ام!
میدونی حتی اگه الان گیتارم بشکنه ناراحت نمیشم،چون تو هم خوب
گیتار میزنی!
فکر میکنین عاشق بی گرچه وجود داره؟
نمیدونید "گرچه" چیه؟
الان میگم!
اینم از خودمه!
گرچه!
عاشق دستان توام
گرچه به دستم نرسيد!
عاشق چشمان توام
گرچه مرا هیچ ندید
عاشق لبهاي توام
گرچه لبم را نچشيد
عاشق مژگان توام
گرچه چو خنجر بدريد
عاشق موهای توام
گرچه مويم کرد سپيد
عاشق عاشق شدنم
گرچه رسیدن ست بعيد!
۲۲اسفند- ۰۹:۳۰ -دوشنبه
دارم میجومش،
دیگه خيلی بی مزه شده!
دیگه داره اعصابمو خورد ميکنه!
خيلي بي مزه شده!
اوايل بازم یه طعم شيريني داشت اما الان نه! حتي داره تلخ ميشه!
نمي دونم چه جوری بايد يه مزه اي بهش بدم!
هیچ کس ضمانتي نکرده بود که تا ابد خوشمزه ميمونه، اما هيچ وقت فکر نمی کردم
به اين زوديا بد مزه بشه!
کم کم دارم فکر مي کنم تفش کنم از دهنم بیرون! نميدونم! نه اين راهش نیست باید يه
مزه اي بهش بدم !
شما طعم خوبي سراغ دارید؟
لا اقل بهم بگید این آدامس ِزندگی چه جوری رفت تو دهن ما؟
اینم جدید ترین شعرم
میدونید ؟
خیلی سخته که کیش نشده مات بشید!
خیلی سخت
کيش و مات
دنيا چرا آ زرده شد با زهر ماتم؟
وین دل چرا آزرده شد با مشکلاتم؟
ساقی چرا پیمانه را بشکست آخر؟
تا کی به شطرنج جهان من کیش و ماتم؟
با چه اميدي زندگی؟ بر چه اساسي؟
آه از خزان زندگي آه از حیاتم!
شور و شعف از خاطراتم رخت بسته!
يأس و کهولت چيره گشته بر صفاتم!
میشد که با من باشی تا آن روز خاتم!
۲۱:۰۳-۰۶/۰۳/۲۰۰۶
اگه حرف اول هر بیت رو کنار هم بزارید به نتیجه ی جالبی میرسید!
امتحان کنید![]()
میخوام از شما شکایت کنم.از شمایی که شکستی! از شمایی که به درد اوردی!
از شمایی که فقط به وجود خودت ارزش قائل شدی! از شمایی که نفهمیدی!
از شمایی که فراموش کردی! از شمایی که ازتون میترسم!
از شمایی که میخوای شما نباشی! میخوام شکایت کنم!
چون فقط شما میتونی اذیتم کنی!
از شما مي ترسم!
از زمان می ترسم
از زنان می ترسم
از زبان می ترسم
از زيان می ترسم
ترسناکند همه
بيش ز اينها ما
از شما می ترسم!
از شما می ترسم!
چون که جرئت داريد
چون که قدرت داريد
قدرت حرف زدن
باد حرفت آزرد سخت اين بيد دلم.
از شما می ترسم!
چون که قدرت داريد
قدرت سنگ زدن
سنگ حرفت بشکست شيشه ی نرم دلم
سنگ بايد که به ظاهر شکند
اما چه؟
شيشه ی نازک دل؟!!
از شما می ترسم!
بي صدا می لرزم
لرزشی سخت¸مهيب
از شما می ترسم!
چونکه گويي سرديد
وقت درمانم بود
ساقی صد درديد
از شما می ترسم!
يکشنبه-7 اسفند-00:52
نظرتون برام مهمه حتی اگه برام خوشایند نباشه! پس نظرای خوشکلتونو دریغ نکنید!
نکته ی این شعر اینه که قسمت داخل ستاره(*)از استاد قیصر امین پور هست و ادامه ی اونو من گفتم.امیدوارم که خرابش نکرده باشم.
بازم ممنون که با دقت میخونیدش!!![]()
![]()
![]()
باران شدن
*آسمان تعطیل است
بادها بي کارند
ابرها خشک و خسیس
هق هق گريه ي خود را خوردند*
اما...
می توان آبي بود.
میشود طوفان کرد.
از پس هر دردی میشود سخت گریست.
میشود باران شد.
گويي باران گشتن راز پنهاني آدم شدن است.
میتوان آدم بود.
ميشود باران شد!
00:05-22/02/06میلادی
امید وارم خوشتون اومده باشه.
خواهشا" نظراتونو ازم دریغ نکنید.
ممنون![]()
الانم یکی دیگه از شعر هامو براتون مینویسم.
خوشحال میشم اگه متن ادبی ای چیزی داشتین به رسم دوستی از وبلاگ خودتون دریغ نکنید.
بيا!
بيا مهر در گوش هم لای لايي کنیم.
بيا حرمت قلب را نشکنیم.
بیا عهد و پیمانمان را نهايي کنیم.
بيا دوستی را ز نو سر دهیم.
بيا در ره غشق خود را فدايي کنیم.
بيا با تفکر به خود بنگریم.
بيا از زمین پر کشیم قلبمان را هوايي کنیم.
بيا سایه ی مرگ را درشفق گم کنیم.
بيا آهن عمرمان را طلايي کنیم.
13 اسفند-22:40
نمیدونم وقتی تنهایید چه کاری میکنید؟ حتما" فکر میکنید.من ولی مینویسم اونقد مینویسم تا خسته شم. الانم میخوام یکی از شعرامو براتون بنویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.
ممنون که میخونیدش!
چرا؟
چرا؟
چرا سبز کمرنگ شد؟
چرا عشق نیرنگ شد؟
چرا کفتران در قفس؟
چرا ناگهان قلبها سنگ شد؟
چه شد اين بزرگ آسمان شد اسير؟
چه شد اين ابر دشت ها شد کوير؟
چرا مرغ عشق بي جفت شد؟
چرا قیمت سادگي مفت شد؟
چرا یاس ها بي صدا پرپرند؟
چرا بادها نامده ميروند؟
چه شد آسمان غصه دار است سخت؟
چه آمد که گويي شد البرز تخت؟
چرا چشم ها سايه بازی کنند؟
چرا چشمه ها سنگ سازی کنند؟
چرا مي شود حقه را رنگ کرد؟
چرا ساحره آب را سنگ کرد؟
-3 بهمن-1:17- یکشنبه
سلام
با من تنها نیستید!
این اسم وبلاگ منه! میخوام تنهایی رو کم کنم میخوام غصه رو گم کنم.میدونم سخته اما زندگی تو تنهایی رو می خوام بزارم کنار.
اگه شما هم تنهایید اگه شما هم ناراحتید دوستای خیلی خوبی واسه هم میشیم.
قول میدم.مردونه!
فعلا" خداحافظتون باشه!