تبليغاتX
کابین 371

 تلخی

 

صبح با یک لقمه

خاطرات تو و من

انگار

همه ی تلخی ِ چای ...

رویش کم شده است !

...

میدانی ؟

بعد از تو

مرض تلخی ِ خون دارم من !

همه چیزم تلخ است .

کودکی یک روز در گوشم گفت

مرض ِ تلخ ِ جنون دارم من !

...

که انگار مرا می بوسد !

نفسش بوی عجیبی دارد !

بوی یک مرده که در لای کفن میپوسد !

نه

بوی عطری ست  که تو روز تولد به دو دستم دادی !

این هم هدیه ی من

 خوب بخوان !

من همه آرزویم را باختم !

تو نبودی که شکستم دادی !

 

۲۴/۶/۸۶

۱:۱۲

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 11:24  توسط نوید ساجدی  | 

 سلام دوستان !

باعث افتخار این حقیر است که به اطلاع برسانم !                                   

         مارها تشنه اند منتشر شد

  نویسنده : امیرمحمد اعتمادی . ناشر : نشر آگه

توضیح نویسنده در معرفی رمان :

مارها از بدو آفرینش دو دسته بوده اند :

دسته ی اول مارهای خانگی ، جنگل نشین و معدودی  از مارهای کوهستان که همواره دوست آدم بوده اند و رام ...

دسته ی دوم مارهای هرزه گرد ، بیابانی و صخره نشین و ...

دسته ی اول همزیست و یار آدمند ، اما دسته ی دوم کینه ورزند و از هر فرصتی سود می جویند که نیش بزنند و آدمی را هلاک کنند و وای از آن روزی که تشنه بمانند .تشنه مار...

سیوگ اما خانگی است . هم خانه ی " آینه " دخترکی که دچار بیماری لاعلاجی شده و ...  مگر آنکه نوشدارو ...

 سیوگ سر در چنبر به ملافه ی سفید می نگرد و ...

در یک سو خشم مارهای بیابانگرد وحشی است و مجازات ... و درسوی دیگر آینه و دلنشینی جست و خیزش در خانه که بهشت را پیش چشم می آورد ...

نه ، از خشم مارها چه باک ! عزم جزم می کند و... اما...

مارها تشنه اند عشق یک مار را به  دختری به نام آینه روایت می کند .

فروش در کتاب فروشی های معتبر تهران و مراکز استانها .

+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 18:22  توسط نوید ساجدی  |