خط خطی
شب و تنهایی و ممتد ِ سکوت
...
روی دیوار قدیمی همه خاطره ها
خط خطی ِ تو
پر رنگ !
بی تردید !
سرد و سیاه !
پشتش ...
هرچه خوبی بود تو سوزاندی !
آرزو ها همه خاکستر شد !
چشمه ی مهر به قلبت خشکید !
چشم های من ِ تنها تر شد !
عاقبت ماند فقط :
من و دیوار ونگاهی که پر از حسرت توست !
حرف دیوار این بود :
کاش می شد با اشک
خط خطی ها را شست !
۵ آبان - ۲۲:۲۳