تبليغاتX
کابین 371 - نشئگی

نئشگی*

 

لای سیگار تو را پیچیدم !

لب به لب

من ... سیگار ...

که سرم سنگین شد !
...

خاکه هایت به زمین ریخت و من

لگدش میکردم !

آخرین کام !

تمام !

نئشگی ِ تو چه حالی دارد !

 

 

*نشئگی

 

 

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 10:3 توسط نوید ساجدی |